جناب آقای فریدون قربانیان (کارآفرین موفق ایرانی )
جناب آقای فریدون قربانیان (کارآفرین موفق ایرانی )
آقای قربانیان مهمان پایگاه ایرانیان موفق هستند. با احساس خرسندی از حضور گرم ایشان، ماحصل این گفتگو را در زیر مشاهده می‌کنید.

 

فریدون قربانیان مدیرعامل تنها شرکت سهامی عامی هستند که انحصاراً در وضع انرژی‌های نو فعالیت می‌کنند و اولین توربین بادی محور افق ایران را با 2 سال کار شبانه‌روزی از طراحی تا ساخت، نصب و راه‌اندازی به انجام رسانیده است.

ایشان همچنین قائم مقام شرکت شبکۀ بادران می‌باشد. اولین شرکتی که در تاریخ 06/06/1390 مجوز بازاریابی شبکه‌ای را گرفت و در حال حاضر 170 هزار نفر بازاریاب مشغول بکار دارد.

این مجموعه شامل سه کارخانه می‌باشد که در زمینه‌های آرایشی و بهداشتی، صنایع غذایی و چرم فعالیت می‌کند و در حال حاضر حدود 30 شعبه رسمی و نزدیک به 50 یا 60 شعبۀ در دست احداث دارد. همچنین دارای یک برند تحت عنوان "دکتر B" می‌باشد که در زمینل غذا و فست فود در تلاش است تا آینده‌ای نزدیک (حداکثر تا 6 ماه دیگر) در سراسر ایران شعبه دایر کند.

 

درخصوص نحوه کار در بادران توضیح می‌‍‌دهید که آیا کارها مربوطه به هم هستند یا تفکیک شده است؟

 در بادران همه چیز بهم مربوط می‌شود. مثلاً فرض کنید اگر آموزشی می‌گذاریم آموزش در زمینه فروش است نه آموزش جوشکاری در بحث دکتر B، بچه‌ها می‌آیند خرید می‌کنند، غذایی می‌خورند. همزمان هم پورسانتشان را می‌گیرند و هم آموزش‌های اولیه را به بازاریاب‌های جدید ارائه می‌دهند و با محیط و نحوه کار آشنا می‌شوند.

یعنی بدین‌صورت که آن‌جا، هم  محل تولید و تحویل کالا است و هم شعبه‌ای از آن.

  

پس نتیجه می‌گیریم در کار شما هم می‌توانیم یک بازاریاب باشیم و هم فرد خاصی را بازاریاب کنیم!

 بله دقیقاً، قصد ما در درجه اول فروش محصول است. محصولاتی که با کیفیت خوب و قیمت مناسب متفاوت هستند.

اصل network در دنیا این ا‌ست که فروش محصول به روش سنتی، یعنی در دست گرفتن کاتالوگ و رفتن به درب مغازه‌ها و گرفتن سفارش از مغازه‌دار نباشد. بلکه هر کسی خودش با اطرافیان درجه اولش در هر محیطی که هستند بتوانند همکار شما باشند و در زیر مجموعۀ شما فعالیت کنند که از فروش آن‌ها هم منافعی به سود شما ایجاد شود.... به همین سادگی.

  

شما در این مجموعه سبد کالای متنوعی دارید؟

 در سبد کالایی ما، هر نوع محصولی وجود ندارد. ما دارای کمیته‌ای به اصطلاح "اعتبارسنجی محصول" هستیم که وظیفه‌اش بررسی قابلیت محصول یا عدم آن، جهت ارائه در شرکت است. در صورت جمع‌بندی مثبت، آن محصول هم به سبد کالاهای ما می‌پیوندد.

  

روش عرضه محصولات شما از طریق اینترنت است. چه چیزی باعث شد که شما به این ایده فکر کنید؟

 ما در سال 1384 یک بحث و پیش‌زمینه‌ای در مورد کتاب داشتیم. آن زمان در کمتر از یک سال ایده‌ای به ذهنمان رسید که به این صورت بود؛ شخصی برای خرید کتاب مراجعه می‌کرد و ما کتاب را به قیمت پشت جلد آن‌، به صورت رایگان برای ایشان ارسال می‌کردیم و مبلغی را به عنوان پورسانت به دو نفر از افرادی که این شخص را به ما معرفی کرده بودند پرداخت می‌کردیم. کار فوق‌العاده قشنگی بود که شخص کتاب مورد علاقه‌اش را به صورت رایگان درب منزلش تحویل می‌گرفت و در صورت معرفی شخص دیگری به این سیستم، مبلغی هم به عنوان پورسانت دریافت می‌کرد.

آن زمان بحث شرکت‌های هرمی مطرح شد و به پیشنهاد برخی دوستان به دلیل شباهتش به آن کار، ما این سیستم را کنسل و جمع‌آوری کردیم.

از نظر قشنگی، این ایده از آن زمان در ذهن ما بود. قبل از این که ما مجوز این کار را بگیریم، یک شرکت تولیدی بودیم با دغدغۀ فروش (همان چیزی که در کل دنیا بزرگترین نگرانی این نوع شرکت‌ها ا‌ست).

در بازاریابی شبکه‌ای همین فروش‌های خردخرد به تعداد نفرات می‌افزاید و یک انسجام به وجود می‌آورد. بدین‌صورت که هم برای افرادی که کار فروش انجام می‌دهند پورسانت تلقی می‌شود و هم برای خود شرکت.

  

تعریف شما از موفقیت چیست؟

 فرد موفق فردی است که بتواند ازفرصت‌هایش استفاده کند و خطر را به بهره‌برداری مثبت تغییر دهد. یعنی عامل خطری را که ممکن است مشکل‌ساز باشد به یک عامل مفید و مهم برای سازمانش تبدیل کند.

شخصی که می‌خواهد موفق و کارآفرین باشد و در روند کاری‌اش به نتایج عالی برسد باید بتواند هوشمندانه از فرصت‌هایی که پیش آمده نهایت استفاده را ببرد.

  

آیا شما از خود احساس رضایت دارید و خودتان را فرد موفقی می‌دانید؟

 من هر کاری که خواستم انجام دادم و هیچ‌وقت منتظر افرادی که بخواهند به طور مستقیم و یا به واسطۀ آن‌ها مشکلاتم حل شود نبودم.

متأسفانه یک سری از افراد، موفقیت را در این می‌بینند که وامی تهیه کنند و با کمک آن وام کارخانه‌ای تأسیس کنند یا اینکه امتیاز کاری را از جایی بگیرند و بر اساس آن امتیاز بخواهند به نتیجه‌ای برسند! من این را موفقیت نمی‌دانم.

موفقیت این ا‌ست که زمانی که یک فکری به ذهن انسان می‌آید یا یک ایده‌ای با او مطرح می‌شود بتواند آن فکر و ایده را به بهترین شکل ممکن تجزیه و تحلیل کند و با تمام وجودش برنامه‌ریزی انجام دهد تا به آن هدفی که مدنظرش هست برسد.

می‌توانم به جرأت بگویم که تقریباً تا بحال نشده که تصمیم به انجام کاری بگیرم و ‌آن را عملی نکنم... پس نسبت به پشتکار خودم احساس رضایت دارم.

  

عامل اصلی دست یافتن به اهدافتان را چه چیزی می‌دانید؟

 اول توکل بر خدا، دوم خودباوری و سوم پشتکار.

اگر به خودباوری برسید و خودتان را قبول داشته باشید، قطعاً می‌توانید موفق شوید. درغیر اینصورت موفقیتی در کار نخواهد بود. در واقع هر گاه منیت وجود داشته باشد، هیچ‌گاه موفق نمی‌شوید و اگر هم شدید مقطعی است.

 

توصیه شما به جوانانی که وارد این بازار شدند و بعد از راه انداختن کسب و کار با شکست و افسردگی مواجه شدند چیست! فکر می‌کنید چه چیزی می‌تواند کمکشان کند؟

 اجازه دهید کمی مزاح کنم و بگویم که (بیایند و بادرانی شوند) چون اعتقاد دارم یکی از عوامل موفقیت برای یک جوان در ایران یا در هر جای جهان این است که بتواند بادرانی‌ موفقی شود...

جوانان ما باید یاد بگیرند که هیچوقت منتظر نباشند یک اتفاق خاص به سراغشان بیاید! خودشان باید به دنبال برنامه‌هایی که بتواند باعث موفقیت‌شان شود بروند و آنقدر تلاش کنند و کارهای مختلف انجام دهند و آن‌ها را با جدیت پیگیری کنند تا بالاخره در یک مورد موفق شوند.

اما فراموش نکنیم خواهی نخواهی عوامل دیگری هم در موفقیت یک فرد تأثیر دارد. یکی از عمده‌ترین این عوامل محیطی است و تأثیرات اجتماعی که روی آن شخص می‌گذارد. اما واقعیتی که وجود دارد این‌ است که اگر شخص خودش را باور و قبول داشته باشد می‌تواند کارهای خوب و بزرگ را با برنامه‌ریزی دقیق استارت بزند.

به فرض مثال در همین ایران یک سری افراد با ایده‌ها و افکار بسیار خوب وجود دارند که خودشان را نیز باور دارند ولی به دلیل نداشتن سرمایۀ کافی مسیری را انتخاب می‌کنند برای کسب سرمایه و پول که ممکن است در دام یک سری تسهیلات خاص نزولی گرفتار شوند! در این شرایط متأسفانه بجای رسیدن به خوشبختی دچار کلی خسارت و ضرر و زیان می‌شوند و به نقطۀ اول برمی‌گردند.

  

شما در این مسیری که تا به امروز پیموده‌اید، شکست را هم تجربه کردیده‌اید!

 بارها و بارها... ولی به دلیل باور و قبول داشتن خودمان و کارمان توانستیم مقابله کنیم.

پیش آمدن این شکست‌ها طبیعی‌ است و در کار اینگونه مسائل پیش می‌آید. باید به این دید به ‌آن‌ها نگاه شود که لازمۀ رشد انسان هستند.

 

یادمان نرود که اینجا ایران است و در هر لحظه اتفاقی ممکن است پیش ‌آید. مهم دلسرد نشدن است.....

 

captcha